تلاجن

تو را من چشم در راهم...

قسم به اسم آزادی

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۴۰۲، ۱۲:۲۴ ب.ظ
نویسنده : مهتاب

تا همین چند سال پیش، برای دفاع از جمهوری اسلامی تکیهٔ ذهنی من روی استقلال، اسلامیت و جمهوریتش بود و اون بخشی که ضعیف‌تر می‌دونستمش «آزادی» بود. الان معتقدم برای رسیدن به همون آزادی هم راهی جز حمایت و تقویت جمهوری اسلامی نداریم. آزادی، خلاف ادعای مدعیان پرسروصداش، در ادامهٔ امنیت و قدرت بومی حاصل می‌شه (و بدون این‌ها حصولش بی‌فایده است) و برای قدرت بومی، ساختارهای متکی به ایدئولوژی و هویت بومی موردنیازه.



+ به طور معمول مطلق صحبت کردن خردمندانه نیست. اما به عنوان کسی که در دوره‌هایی از زندگیش در حد خودش برای ارتقای سطح فرهنگی کشور تلاش‌هایی کرده و در دوره‌هایی هم متاسفانه کم‌کار یا بی‌کار بوده در این حوزه، باید بگم پرامیدترین و پرنشاط‌ترین حالات، مربوط به همون دورهٔ اوله. با این که به‌طبع، اون فعالیت‌ها باعث می‌شد بیشتر و دقیق‌تر در جریان مشکلات باشم، ولی پر از ایده و امید و تلاش بودم. خلاصه این که اگر کسی همیشهٔ خدا تو فاز «نمی‌شه» و «نمی‌تونیم» و در مجموع، غر زدن و ناامیدیه، بدونید خودش هیچ‌کاری انجام نمی‌ده. این آدما حواشی صفحات تاریخن. می‌شه بهشون کمک کرد یا توضیح داد، براشون دعا کرد یا حتی دوستشون داشت؛ ولی نباید جدی‌شون گرفت.

«حواشی صفحات تاریخ!»

تعبیر قشنگیه.

 

پاراگراف اول عالی بود..

سلامت باشید :)

یعنی الان یه جوری وسط قضیه هواخواهی از آرمان انقلاب و با تمام قوا برای شدن و میشه و میتوانیم هستم ازیه طرف و از طرف دیگه در حال رکب خوردن از وجودات ناتمام یا ناقص الخلقه و هیولامانند محصول جمهوری اسلامی که صدای خرد شدن استخونام و صدپاره شدن قلبم رو می‌شنوم....چنان درد عمیقی مغز استخونم رو میسوزونه که حد ندارد...کار تو خیلی از حوزه ها خیییبیلی سخته، تو حوزه های نرم خیییبیلی سخت تر...

یعنی منم تو حواشی صفحات تاریخم؟

مگه اینکه انتظارمون از میشه و میتونیم رو به ویژه تو حوزه های نرم خیییبیلی بیاریم پایین و به جای قدم‌های فیل به قدم‌های مورچه هم قناعت کنیم...و امیدوارباشیم به خاطر اخلاصمون خدا به حرکتمون برکت بده...

نمیدونم شما دعا کن واسه گشایش و فهم و شرح صدر

عزیزم...

نه واقعا. نوشتم که، اونی که «همیشه» می‌گه نمی‌شه جزء اون دسته است. و الا خستگی خیلی طبیعیه. بعدم کارها رو در نهایت خود خداوند پیش می‌برن و حل می‌کنن‌. ماها قراره نشون بدیم از نیت و تلاش کم نذاشتیم و در واقع اعتقادمون رو در عمل به خودمون و بقیه اثبات کنیم. تمدن، با جون کندن ساخته می‌شه و هر تمدنی باشه همینه.

اصلا نباید توقع رو آورد پایین. دورنمای ما سطح بالایی از توقع و تلاش رو می‌طلبه. ولی طبیعتا به همون نسبت هم باید صبر داشت. احتمالا تلاش‌های زیادی هستن که نتیجه‌شون رو شاید حتی در زمان حیاتمون نبینیم ولی مسئله اینه اگر این تلاش‌ها الان اتفاق نیفتن بعدا از زمان‌بندی نهایی عقب می‌افتیم.

و خب، به قول نادر ابراهیمی عزیز، همهٔ آرزوهای خوب که نمی‌شه زمان ما محقق بشه. باید برای نسل‌های بعد هم رویا و آرزو بمونه دیگه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی