نحوهٔ کنش و واکنش آدمیزاد در زمان رنج و درد و بیماری جسم، ملاک خوبی است برای درک میزان بزرگی روح. بسیاری از اداها و شعارهایی که در جمعهای آشنا و غریبه حرفشان را میزنیم، سخنرانیهایی که برای دیگران برگزار میکنیم و ژستهایی که میگیریم، در این شرایط مثل لکهرنگی بیکیفیت که با مقداری آب از سطحی شسته شود، از وجودمان پاک میشود و ما میمانیم و حقایقِ واقعا نشسته در جانمان. حتی همین حالا که این سطور نوشته و خوانده میشوند، اگر نویسنده و خواننده در شرایط سلامت جسمانی باشند، موضوع آنقدرها قابلدرک نیست. واقعهٔ کربلا از این جهت به سبب سبعیت بیحد قاتلین سیدالشهدا علیهالسلام و یارانشان و در ادامه با امتداد آن شقاوت در مسئلهٔ اسارت اسرا، تابلوی حیرتانگیز و مسحورکنندهای است از آنچه «انسان» میتواند باشد. و از آنجا که این انسان، زن و مرد، جوان و پیر و حتی کودک و نوجوان نمیشناسد، شگفتی آدمی را به نهایت میرساند. انشاءالله خداوند به همهٔ ما توفیق بدهد بتوانیم شکرگزار نعمت آشنایی و علاقهمندی (از حتی پیش از تولد) نسبت به این خاندان باشیم. در مرتبهٔ شناخت، در جایگاه عمل و نیز در وظیفهٔ شناساندن این سطح از بزرگی و بزرگواری و بلندی روح و مقام و شأن ممکن برای نوع انسان به دیگران. به همهٔ آنها که در سراسر جهان، به این کشتی نجات محتاجند...