حضور ائتلافی دو یا چند نفر تو یه انتخابات، موضوع عجیب و غریب یا شرمآوری نیست. یه تکنیک سیاسیه که وقتی تو جای مناسبش استفاده بشه، نهتنها ضرر نداره که سطح رقابتها و همینطور شور انتخاباتی رو بالا میبره. کما این که مثلا سال ۹۲ همچین ائتلافی بین آقای حداد، ولایتی و قالیباف وجود داشت ولی کسی حس نمیکرد ایرادی داشته باشه. ماجرا از وقتی به ابتذال کشیده شد که معاون اول دولت مستقر تو سال ۹۶ وارد رقابتها شد. ابتذالش اینجا بود که همه به شکل قطعی میدونستن ایشون فقط اومده که تو مناظرهها در حمایت از دولت حرف بزنه و انصرافش به نفع آقای روحانی قطعیه. در حالی که در حالت معمول این نوع ائتلافها، این که چهکسی/کسانی انصراف بدن و این که این اتفاق قطعا بیفته یا نه، به روند پیش رفتن رقابتها، تبلیغات و نظرسنجیها بستگی داره. فلذا، ائتلاف با پوششی بودن یکی نیست و خود ائتلاف هم فحش نیست.
سلام.
خدا قوت.
راستش تا حالا سیاسی نوشت های شما رو ندیده بودم!! :)
بنظرم خیلی خوب و قابل تحسین است...
از کامنت جناب سرگشته هم ممنون و ایضاً از پاسخ خوب شما.
سلام
سلامت باشید. لطف دارید. والا من اول سیاسینویس بودم بعدا دست و پا درآوردم :) ولی حالا البته سالهای اخیر یه مقدار کمتر شدن این نوع نوشتهها.
از طرف خودم خواهش میکنم :) بقیهشم @جناب سرگشته
سلام علیکم
فکر می کنم استدلالتون کافی نیست. چون مشخصا آقای رییسی بیشترین اقبال رو بین نامزدهای جریان انقلاب داشتند و دارند و خواهند داشت. تقریبا چیزی شبیه نسبتی که آقای روحانی با آقای جهانگیری داشت. از ابتدا مشخص بود که بنا نیست اقبال به آقای جهانگیری بیشتر از آقای روحانی بشه. الان هم همینطوره. هر قدر هم که سایرین در تبلیغات و ارائه ی برنامه ها و ... خوب عمل کنند تقریبا محال هست که اقبال مردم بهشون بیشتر از آقای رییسی بشه.
یا برعکس اگر در سال 96 به فرض محال شرایط طوری پیش می رفت که به صورت مسلم و قطعی اقبال به آقای جهانگیری بیشتر از آقای روحانی می بود خب شرایط هم تغییر می کرد. همونطور که سال 92 تقریبا چنین شرایطی پیش اومد. ابتدا همه ی اصلاح طلب ها به آقای عارف رو آوردند و کمتر کسی روی آقای روحانی حساب باز می کرد. ولی در نهایت شرایط طوری پیش رفت که اقبال به آقای روحانی بیشتر از آقای عارف شد. هم بین عامه مردم و هم بین سیاسیون. کم کم بزرگان اصلاحات و کارگزاران شروع کردند به حمایت از آقای روحانی و در نهایت همه ی حمایت ها به سمت ایشون اومد و آقای عارف به نفع ایشون کنار کشید.
البته شاید هیچ کدوم از نامزدهای جریان انقلاب به نفع آقای رییسی کنار نکشند. اما اگر این کار رو بکنند قطعا برچسب پوششی بودن میخورند.
اما آیا تفاوت دیگه ای بین این دو ائتلاف وجود نداره؟
نکته ای که در مورد رقابت گفتید تقریبا از جهات دیگه درست هست. سوای این که بالاخره هر قدر هم سایر نامزدها در تبلیغ خوب عمل کنند تقریبا هیچ کدوم مقبولیت آقای رییسی رو نخواهند داشت و سوای این که این نامزدها با هم رقابت نمی کنند بلکه همگی با جبهه ی مقابل رقابت می کنند، اما در نهایت دارند برای خودشون تبلیغ می کنند نه آقای رییسی. کاری که سال 96 آقای جهانگیری نمی کرد. آقای جهانگیری برای دولت وقت که البته خودش هم جزئی از اون بود تبلیغ می کرد و نه خودش. و دولت به اسم رییسش شناخته میشه نه معاونش.
نکته ی دیگه ای که در ادامه ی نکته قبل میشه اضافه کرد اینه که هر کدوم از این نامزدها تقریبا در حد و اندازه ی آقای رییسی بلکه با برنامه تر و پربارتر هستند. بالاخص آقای جلیلی که تا به حال کسی تا این حد مسلط به مسائل و مشکلات کشور و با برنامه و راه حل برای مشکلات در هیچ کدوم از دوره ها حضور نداشته. پس هر کدوم از این آقایون فارق از مقبولیت و سابقه و ویژگی های فردی شون در حد و اندازه ی آقای رییسی هستند. چیزی که سال 96 وجود نداشت. آقای جهانگیری فقط برای دفاع و تخریب اونجا بود نه ارائه ی برنامه. البته شعار هم می داد ولی برنامه ای وجود نداشت.
همین رو بگیریم برای نکته ی بعدی. یعنی تفاوت نوع تبلیغ این دو ائتلاف. بالاخره ائتلافی که برای پوشش دادن و پوشاندن صورت گرفته با ائتلافی که با دغدغه ی دفاع از حق شکل گرفته یکی نیست. آمارسازی، دروغ، تهمت، مظلوم نمایی، جنجال درست کردن، دو قطبی سازی، احساسی کردن فضا و ایجاد حب و بغض های کاذب، لولو سازی از طرف مقابل، جنگ روانی و خلاصه هر کاری غیر از پاسخگویی و ارائه ی برنامه و راه حل که سال 96 اتفاق افتاد با چیزی که توسط نامزدهای انقلابی این دوره داره اتفاق میفته واقعا یکی نیست. نمی خوام بگم این ها معصوم و بی عیب و خطا هستند و اونها خود شیطانند ولی واقعا تفاوت تبلیغ این دو ائتلاف زمین تا آسمون هست و چیزی نیست که حتی عامه ی مردم متوجه نشن.
چیزی که آقای جلیلی سال 92 هم گفتند. این که فضای انتخابات بهترین فرصت ها برای بالا بردن سطح دغدغه ی سیاسی آحاد مردم، روشنگری و بصیرت افزایی بین مردم و معرفی جبهه ی انقلاب به مردم هست.
کاری که ایشون در قالب گفتگوهای "روایت ..." کردند نشون دهنده ی همین هست. روشنگری ای که در تبلیغات ایشون و نه فقط ایشون بلکه سایر نامزدهای جبهه ی انقلاب و به خصوص آقای زاکانی هم وجود داره فارق از نتیجه ی انتخابات یک برد به حساب میاد برای جبهه انقلاب.
همین که مردم روشنگری های ایشون در مورد fatf رو بشنون و در خاطرشون بمونه خودش یک برد هست. چون فردا روز دوباره یک عده نمی تونند مسئله ی fatf رو علم کنند برای ضعف های خودشون و دیگه مردم بهانه ی fatf رو از اونها قبول نخواهند کرد. در مورد برنامه ها هم همینطور هست. بالاخره برنامه ای که منطقی و همراه با پشتوانه ی فکری باشه و درست ارائه بشه سطح توقع مردم رو بالا میبره. باعث ایجاد مطالبه بین مردم میشه. دیگه کم کم بهانه ی تحریم و مذاکره و برجام رو مردم قبول نخواهند کرد.
ببخشید طولانی شد و تکرار واضحات بود قطعا براتون. چند روزی بود که می خواستم مطلبی درباره این موضوع بنویسم. مخصوصا با توجه به متنی که از آقای صنوبری خونده بودم و خیلی ناراحت شدم که حتی ایشون هم نوع حضور آقای جلیلی در کنار آقای رییسی (به فرض این که به نفع آقای رییسی کنار بکشند.) رو با نوع حضور آقای جهانگیری در کنار آقای روحانی در سال 96 یکی می دونند. در واقع از نظر ایشون اگر آقای جلیلی به نفع آقای رییسی کنار بکشه نامزد پوششی بوده و کار درست از نظر ایشون این بود که مثل آقای قالیباف از ابتدا وارد گود نمی شدند. بگذرم ببخشید.
محفوظ باشید ان شاءالله