تلاجن

تو را من چشم در راهم...

قبای گشاد

سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۹، ۱۱:۱۶ ب.ظ
نویسنده : مهتاب
سیاست از نظر من یعنی تعیین هدف/اهداف همسو و یکپارچه و سپس پیدا کردن همهٔ راه‌های معقول و مشروع و البته متفاوت، برای دستیابی به آن اهداف. از این منظر، انعطاف‌هایی که در بازی سیاست انجام می‌شود و تنوع مسیرهایی که در آن وجود دارد، نباید منجر به تغییر اهداف شود و به همین دلیل، عقب‌نشینی و تفاوت‌های زیاد، صرفا در تکنیک‌ها و مسیرها مجاز است؛ نه در اهداف اصلی. از این جهت فکر می‌کنم افرادی مثل آقای اردوغان را اصولا نمی‌توان سیاست‌مدار دانست. این افراد، دقیقا همان‌هایی هستند که تنوع راه‌کارها را با تنوع اهداف اشتباه می‌گیرند (مشخصا چون این کار راحت‌تر است) و در یک زمان مشخص به دنبال اهدافی کاملا متضاد هستند (مثلا در مورد آقای اردوغان، تلاش توامان برای استفاده از مزیت‌های ارتباط با رژیم صهیونیستی و همزمان قرار گرفتن در جایگاه یک عضو موثر گفتمان مقاومت). چنین رفتاری، هرچه که باشد، اسمش سیاست‌ورزی نیست؛ بیش‌تر می‌توان آن را «باری به هر جهت بودن» و «لذت بردن از سیاست به خاطر خود سیاست» (و نه برای رسیدن به اهداف مشخصی) دانست. و من قصد داشتم این پرسش را مطرح کنم که آیا می‌توان این سبک از کنش سیاسی آقای اردوغان را عصاره‌ای از باورهای ملت ترکیه دانست؟ که یادم آمد خودمان گل سرسبد رجال سیاسی مملکت را به عنوان رییس‌جمهور داریم و تصمیم گرفتم سکوت کنم. واقعا بدا به حال ما اگر عصارهٔ باورهای سیاسی-اجتماعی ملت‌مان، چنین شخصیتی باشد.
نیست ان‌شاءالله.

چطور انعطاف و تنوع در مسیری؟ 

این رو قبول دارم ولی نه در حد  «هدف وسیله را توجیه می کند»

یعنی فکر می کنم منعطف بودن هم باید یه ضوابط و حدودی داشته باشه 

خب نوشتم راه‌های معقول و مشروع دیگه :)

خیلی هم ساده نیست آخه

تعریف ها از عقلانیت و مشروعیت هم متفاوته و یه تعریف واحد ندارن همه (نمیگم وجود نداره البته،من تو جامعه خودمون یه تلقی مشخص نمی بینم ازش) 

مثلا رهبری چند وقت پیش گفتن اسم ترس رو عقلانیت نذارن یه عده...

من راستش نظرم اینه اونی هم که اسم ترس رو می‌ذاره عقلانیت، خودش می‌دونه داره چی‌کار می‌کنه :)

ولی در کل موافقم؛ اینا قابل‌بحثه و اگر آدما اهل لجبازی نباشن، اتفاقا می‌شه راحت به نتیجه رسید.

سلام

به نظرم

"تلاش توامان برای استفاده از مزیت‌های ارتباط با رژیم صهیونیستی و همزمان قرار گرفتن در جایگاه یک عضو موثر گفتمان مقاومت"

در واقع هر دو همون مسیرهای متفاوت برای رسیدن به هدف هستند و نه خود هدف. سیاستی که بر پایه منفعت هر چه بیشتر باشه نسبت به هیچ چیز جز منفعت غیرت نداره یا در واقع هویتی نداره که بخواد نسبت به هویت و عقیده ش همیت داشته باشه.

محفوظ باشید ان شاءالله

سلام

ببینید الان مثلا آمریکا یا اسرائیل هم دنبال منافعشون هستن دیگه. همون منفعت هرچه بیش‌تر. اما اصول سیاست خارجی‌شون مشخصه. هدف براشون وسیله رو توجیه می‌کنه و عملا دست به هر کاری ممکنه بزنن؛ ولی بازم تهش آدم می‌تونه اهداف کلی‌شون رو تشخیص بده. ترکیهٔ آقای اردوغان از این جهت به نظر من داره ادای یه چیزی رو درمیاره که خودش درست متوجه نیست چیه.

یادمه آقای آخوندی یه صحبتی داشت مبنی بر تایید لیبرالیسم؛ بعد انتقاد (به نظر من به‌جای) یه عده این بود که آقا! لیبرالیسم یه مکتبه واسه خودش، حالا ما سرجاش می‌تونیم در مورد مزایا و معایبش حرف بزنیم؛ منتها این که کسی عملکرد ضعیف خودش رو این‌طوری توجیه کنه، اصلا اسلام و جمهوری اسلامی هیچی، به همون لیبرالیسم هم توهین کرده! در مورد آقای اردوغان هم من فکر می‌کنم اوضاع همینه و ایشون حتی به همون الگویی که داره ازش پیروی می‌کنه هم، داره بی‌احترامی می‌کنه :)

والا بنظرم این چیزی که گفتید سیاست هست و شاید حتی سیاستِ pure! تعریفی که ارائه دادید مختص سیاست نیست. یک تعریف عام هست میشه برای مدیریت، برنامه‌ریزی و ... هم استفاده کرد. یکی از ابتدایی‌ترین تعاریف سیاست، فن دستیابی به قدرت و حفظ قدرت هست. یعنی مفهوم و هدف کلیدی در سیاست قدرت هست. پس اگر هدف این باشد هرکاری برای رسیدن به اون و حفظ و تقویت اون کار درست هست! حالا شاید بپرسید «قدرت هدف نیست! وسیله است. قرار است با قدرت چیکار کنند؟ اون کاری که میخوان بکنن هدف است!» این پرسش‌ها درسته ولی به نوعی فراتر از مفهوم سیاست هست. سیاست یعنی همین. اینکه با سیاست و قدرت میخواهید چیکار کنید دیگه بستگی به خودتان و جهان‌بینی‌تان و ایدئولوژی‌تان و ... دارد. از این منظر هست که میگم در صورتی که این رفتار سیاسی اردوغان باعث حفظ و تقویت قدرتش میشه درست هست و اگر نمیشه غلط. بطور مشابه آن سیاست‌مدارانی که بدون در نظر گرفتن چنین مسئله‌ای صرفاً به فکر سایر اهداف خود هستند اتفاقا اینها سیاست‌مدار نیستند و بازی قدرت را خوب بازی نمیکنند. سریال GOT را دیده‌اید؟ سیاست‌مداری که شما دارید توصیف میکنید شاید مثل ند استارک هست که به خود حفظ و تقویت قدرت توجه نمیکنه و فقط میخواد به هدف دیگری که مدنظرش هست برسه و در آخر خیلی زود بازی رو میبازه ولی سایر سیاست‌مداران مثل واریس و تیریون، سیاست رو بلدن و بازی رو بلدن.

داریم یه کتاب مینویسیم درباره گات و سیاست. چاپ شد پیشنهاد میدم بخونید :)

ببینید تعریف من تخصصی نیست؛ چون اصولا تخصصی ندارم تو این زمینه. ولی این که گفتید برای مدیریت و برنامه‌ریزی هم قابل‌استفاده است، مشکلی ایجاد نمی‌کنه؛ چون من اونا رو هم ذیل تعریف خودم از سیاست جا می‌دم. یعنی مثلا اگه مدیر یه بیمارستان اهداف درست تعیین کرد و از همهٔ راه‌های معقول و مشروع استفاده کرد تا بهش برسه (حتی اگر واقعا به دلایل مسائلی خارج از ارادهٔ خودش بهش نرسید)، تو حیطهٔ خودش به نظر من سیاست‌مداره.

سریال خیر، من کلا سریال نمی‌بینم :) [جز یه موارد معدودی یا مثلا نهایتا مینی سریال]

و به بخش بعدی نظرتون هم می‌تونم این نقد رو وارد بدونم که پس مثلا امام علی علیه‌السلام رو هم نمی‌تونیم سیاست‌مدار بدونیم و معاویه سیاست‌مدارتر بوده. جالبه که خود حضرت هم دقیقا تو یه حدیثی اشاره دارن به این موضوع که اگر تقوا نبود، من سیاست‌مدارترین فرد عرب بودم. فلذا کسب و حفظ قدرت، یه تعریف دینی از سیاست نیست و نمی‌تونه باشه.

خب توی همون حدیثی که میفرمایید پس میشه ازش نتیجه گرفت که امام علی سیاست‌مدارترین فرد عرب نبوده! حالا علتش هر چه که میخواسته باشه. امام میفرمایند که میتونستم باشم ولی نخواستم باشم. و همین هم درسته. هدف ائمه سیاست نبوده. اونها امام بودند نه سیاست‌مدار. وظیفه‌ی اصلیشون هدایت انسان و توسعه‌ی اسلام بوده. اگر میتونستن از ابزار سیاست بکنن میکردن ولی اگر نمیتونستن این کار رو نمیکردن.

برداشت من اینه که امام اون تعریف از سیاست رو دارن نکوهش می‌کنن که یعنی اگر تعریف سیاست حفظ قدرت باشه، برای ما کاری نداره؛ منتها ما تعریف بالاتری از سیاست داریم.

یه مقداری این جملاتتون متناقضه. گفتید تعریفتون از سیاست، کسب و حفظ قدرته و این‌جا نوشتید ائمه هرجا می‌تونستن از سیاست استفاده می‌کردن. از طرفی گفتید امام می‌تونسته سیاست‌مدارترین باشه، ولی نخواسته. و اینا متناقضه. انگار که دارید می‌گید ائمه هم قصد داشتن به هر قیمتی قدرت رو کسب و حفظ کنن، منتها خب یه جایی تونستن و یه جایی نتونستن و این متضاده با تفسیرتون از فرمایش امام علی. مگر این که منظور شما از سیاست، حکومت بوده باشه. و مطابق تعریف من، حکومت بخشی از سیاسته؛ ولی سیاست می‌تونه ابعاد خیلی گسترده‌ای داشته باشه.

متوجه نشدم چه چیزی با چه چیزی متناقض بوده. ولی من نگفتم ائمه قصد داشتن به هر قیمتی قدرت رو کسب کنند. اتفاقا دارم میگم سیاست اینه و ائمه حاضر نبودن به هر قیمتی سیاست‌مدار باشن. اتفاقا اردوغان هست که حاضره سیاست‌مدار باشه!

فرمودید اگر می‌تونستن، از ابزار سیاست (کسب و حفظ قدرت به هر قیمتی) استفاده می‌کردن. یعنی اگر می‌تونستن، تلاش می‌کردن قدرت رو به هر قیمتی به دست بیارن و حفظ کنن؛ و دلیل این که این کار رو انجام ندادن، این بوده که نمی‌تونستن. ولی در مورد امام علی گفتید ایشون نخواستن (نه که نمی‌تونستن). اینا با هم فرق می‌کنه و متناقضه.

نه منظورم از توانستن این نبود. منظورم این بود که اگر امکان استفاده از سیاست وجود داشت و مقدور بود (یعنی خلاف تقوا و اخلاق و انسانیت نبود) از سیاست استفاده میکردن ولی اگر امکان استفاده از سیاست وجود نداشت استفاده نمیکردن. نه اینکه به هر قیمتی از سیاست استفاده کنند. امکان هم منظورم امکان مادی نیست. بلکه امکان همونطور که گفتم امکان اخلاقی و انسانی و اینها هم هست. سیاست تنها ابزارشون نبود. یک ابزار بود کنار باقی ابزارها و اگر استفاده از این ابزار اخلاقی و طبق اصولشون بود استفاده می‌کرد وگرنه نمیکردن.

در این مثال شما، اگر اردوغان اینطور که شما میگید باشه، اون برعکسه و اتفاقا اونه که «سیاست‌مدار» هست. یعنی بر مدار سیاست هست! سیاست و قدرت براش هدف و اولویت هست و از هر چیزی استفاده میکنه تا بهش برسه. در صورتی که ائمه چنین گرایشی به سیاست نداشتن.

من متوجه اصل فرمایشتون شدم؛ فقط به نظرم تو استفاده از الفاظ یه مقداری تناقض هست. اگر «سیاست» یعنی کسب و حفظ قدرت به هر قیمتی، پس نمی‌تونیم بگیم ائمه گاهی سیاستمدار بودن و گاهی نبودن؛ چون اون‌ها هیچ‌وقت به این معنا سیاست‌مدار نبودن. اگر هم سیاست یعنی تعریف من از سیاست، پس اون‌ها همیشه سیاستمدار بودن ولی امثال آقای اردوغان، سیاستمدار نیستن. شما به طور ضمنی، از دو تعریف مختلف برای سیاست استفاده می‌کنید؛ ولی با یک واژه.

با همون تعریف معروف از سیاست، ائمه در صورت وجود شرایط امکان، تلاش میکردن قدرت رو به دست بیارن و حفظش کنن و در صورت نبود شرایط امکان چنین تلاشی نمیکردن. بنده از اول گفتم بنظرم ائمه سیاست‌مدار نیستن. جایی نگفتم هستن.

متوجه شدم. شما دارید از این تعریف استفاده می‌کنید: «سیاست، فن کسب و حفظ قدرت است.»؛ در صورتی که من فکر کردم تعریفتون اینه: «سیاست، فن کسب و حفظ قدرت است به هر قیمتی». اولی باعث می‌شه ائمه رو هم بتونیم گاهی سیاست‌مدار بدونیم (با تعریف شما) ولی دومی باعث می‌شه اون‌ها هیچ‌وقت سیاستمدار محسوب نشن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی