«درست است که آزادی آخرین سخن نیست؛ اما به هر حال نیمی از حقیقت است. آزادی فقط یک جنبهٔ منفی همهٔ این پدیدههاست. و جنبهٔ مثبت آن عبارت است از مسئولیت. یعنی در حقیقت اگر آزادی در قالب مسئولیت قرار نگیرد، در خطر انحطاط قرار میگیرد. به همین دلیل توصیه میکنم که در مقابل مجسمهٔ آزادی در نیویورک _یعنی سواحل شرقی آمریکا_ یک مجسمهٔ مسئولیت هم در سواحل غربی آمریکا برپا کنند!»
انسان در جستوجوی معنا | ویکتور فرانکل
+ به قول توییتریا، روزی که شبهروشنفکرای ما این موضوع رو درک کنن، عید منه!
+ کتاب رو اگر نخوندید، پیشنهاد میکنم بخونید [کتاب معروفی هم هست]. مخصوصا برای یه عده از ماها که روانشناسی برامون با فروید و روانکاوی و «اینا همه ریشه در کودکیم داره» و «با توجه به شرایطی/روحیاتی که داشتم/دارم فلان رفتار اشتباهم طبیعیه [و همینه که هست]»، یکی شده و بعضا اراده و اختیار انسان رو یه چیزی در حد سیبزمینی و گلابی میدونیم، کتاب خوبیه. خلاف اسمش هم که ممکنه پیچیده به نظر بیاد، هم متن راحتی داره و هم حجمش کمه. [البته بخشهای محدودی از ترجمهٔ این نسخهای که من تو طاقچه خوندم، نارسا بود به نظرم؛ ولی در مجموع اشکال ویژهای تو خوندن و درکش ایجاد نمیکنه.]
"آزادی برای فیلسوف معنانی فردی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی گستردهای دارد و در نتیجه دایره وسیعی را شامل میشود. به علاوه، موضوعیست به شدت بحثانگیز: مباحث فلسفی در زمینه آزادی و سببیت دو هزار سال است که ادامه دارد. مفهوم آزادی مطلق همواره در طی قرنها، تضادهای تلخی را موجب شده، زیرا با دیدگاههای متداول در جهان مغایر است: اول، با اعتقاد به مشیت الهی؛ بعد با قوانین سببیت علمی؛ و بعدتر با دیدگاه هگلی به تاریخ به مثابه توالی هدفدار یا نظریههای جبرگرایانه مارکسیستی و فرویدی.
...مسئولیت معانی ضمنی زیادی دارد. افراد معتمد و قابل اطمینان را "مسئول" لقب میدهیم. "مسئولیت" به معنای پاسخگویی قانونی، مالی یا اخلاقی نیز هست... با اینکه هیچ یک از این معانی با بحث ما بیارتباط نیست، ولی من در اینجا "مسئولیت" را در معنایی خاص به کار میبرم، همان که ژان پاول سارتر مدنظر داشت زمانی که مسئول بودن را "بانی و مولف انکارناپذیر یک رویداد یا شئ" معنا کرد. مسئولیت یعنی ایجاد و تالیف. آگاهی از مسئولیت یعنی آگاهی از اینکه خود، سرنوشت، گرفتاریهای زندگی، احساسات و در نتیجه رنجهایمان را خود پدید آوردهایم.
...کاربرد این جهانبینی در روانشناسی فرد چیست؟ هایدگر و پس از او سارتر به بررسی معنای مسئولیت برای فرد پرداختند. هایدگر بشر را به دلیل خاصی dasein [دازاین،آنجا-بود] نامید (و واژه من،فرد،ایگو یا انسان را برای او به کار نبرد) میخواست همواره بر ماهیت دوگانه هستی انسان تاکید کند. بشر "آنجا" (da) هست، ولی در عین حال اوست که اساس آنچه را که آنجاست، تعیین میکند. ایگو دو معنا در یک واژه است: هم ایگوی تجربی (ایگوی عینی،چیزی که "آنجا"ست) و هم ایگوی برشونده (برپاکننده) که خود و جهان را بنیان میگذارد (به این معنا که در برابرشان مسئول است). مسئولیتی که اینگونه توصیف میشود، ارتباطی جدایی ناپذیر با آزادی دارد. در صورتی که انسان به شیوههای مختلف در برپایی جهان آزاد نباشد.مسئولیت معنایی نخواند داشت. جهان رخداد پذیر است؛ همه چیز میتوانست به شکلی متفاوت آفریده شود. برداشت سارتر از آزادی فراگیر و ژرف است: انسان نه تنها آزاد است، بلکه محکوم به آزادیست. به علووه مفهوم آزادی فراتر از مسئول بوون در برابر دنیا )به معنای آکندن دنیا از اهمیت) است؛ علاوه بر آن فرد کانلا در برابر زندگی خویش مسئول است، نه فقط در برابر اعمال خود، بلکه در برابر کوتاهیهایش هم مسئولیت دارد."
از کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال
"If existence really does precede essence, there is no explaining things away by reference to a fixed and given human nature, In other words, there is no determinism, man is free, man is freedom. On the other hand, if God does not exist, we find no values or commands to turn to which legitimize our conduct. So, in the bright realm of values, we have no excuses behind us, no justification before us. We are alone with no excuses.
This is the idea I shall try to convey when I say that man is condemned to be free. Condemned, because he did not create himself, yet in other respects is free; because once thrown into the world, he is responsible for everything he does."
Jean Paul Sartre
______________________
سلام،این دو نقل قول بالا درباره آزادی و مسئولیت از دیدگاه فلسفی و روانشناسانه هست.گفتم شاید برای شما و خوانندگان مفید باشه.