تلاجن

تو را من چشم در راهم...

نگران آرمان‌های ۵۷، تا ابد...

چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸، ۰۶:۵۹ ب.ظ
نویسنده : مهتاب
...۹۸، ۸۸ ، ۷۸
فضای بستهٔ سیاسی کشور، از بالاترین تا پایین‌ترین سطوح، قابل‌انکار نیست؛ اما به نظرم سطح مسائل را در ادامهٔ اتفاقات آن سال‌ها باید تحلیل کرد. تقلیل ماجرا به بسته بودن فضای سیاسی یا تاثیرات اقتصادی‌، نظریه‌ای است که قادر به توضیح همهٔ اتفاقات نیست؛ ضمن این که سطح تنش‌ها، مدام از سطح تنش موردانتظار این نظریات ناقص، بیرون می‌زند و حال آدم را بدتر می‌کند.




+دردانهٔ عزیز، دنیا اگر جای درستی بود، آن استاد آمریکایی باید از دخالت و خباثت چندین‌و‌چند سالهٔ کشورش در این منطقه، از گروه‌هایی که خیلی جدی، رسمی و علنی، مسئول تحلیل مسائل ایران و تلاش برای ایجاد مشکل و تحریم و گرفتاری برای مردمش هستند، خجالت می‌کشید. «مظلوم» بودن دادو‌فریاد دارد، نه خجالت. [ضمنا اشتباهات و مشکلاتمان به خودمان مربوط است؛ نه هیچ‌کس دیگر و نه مخصوصا مسببین لااقل بخشی از وضع موجود]

+عنوان؟ اسم سرخپوستی نویسنده.

مخاظب خاص داشت؟ من که چیز زیادی نفهمیدم!

قسمت دومش بله. خطاب به یکی از وبلاگ‌نویسا بود. در مورد چند خط آخر پست جدیدش که لینک هم شده تو متن.

+ سه تا عدد هم اون بالا هست. خط اول. شاید ندیدید اون‌ها رو. سمت چپن.

بحث اینه اگر بگیم این یک جریانه و از قبل برنامه ریزی شده و بعدش هم حرفای خودشون رو بیاریم که ببین! طرف خودش داره میگه ما بودیم!

بازهم میگن نه شما توهم توطئه دارید!

 

+ خیلی حق و باطل قاطی شده

سخت میشه فهمید کی چه کاره است.

نه‌‌نه، من می‌گم باید سهم این برنامه‌ریزی رو هم حتما لحاظ کنیم. نمی‌گم صفر تا صدش برنامه‌ریزی شده. می‌شه از بیرون برنامه باشه، تو طوری برخورد کنی که تاثیراتش حداقل بشه یا حداکثر.

خوب پس درباره سطح تنش ها نیاز به توضیح بیشتر دارم.

 

چون الان با این همه برنامه که ریختن خودشون هم معترف هستن که با یک سخنرانی آقا کل هزینه و وقت و برنامه های چند ساله شون منحل میشه.

 

+کلا پست یکم برام مبهم بود.

منظورم از سطح تنش‌ها، میزانی از مشکلاته که به وجود اومده و در ادامه هم به‌وجود خواهد اومد. اگر احساس کنیم با چیزی شبیه ۸۸ مواجهیم، احتمالا هم هشیارتر می‌شیم هم این توقع ساده‌دلانه که «به زودی حل می‌شه» و «طوری نیست» رو می‌ذاریم کنار.

اگه از من بپرسی، خواسته یا ناخواسته، ضربهٔ مهمی به جایگاهی که ولی فقیه برای مردم داشت، وارد شده... تبعاتش در آینده مشخص می‌شه.‌ مگر البته اتفاق خاصی بیفته و ورق رو برگردونه.

هوشیار تر بشیم چه کار میکنیم؟

 

ضربه ای که نیاز به تبیین و تبیینی که نیاز به گوش شنوا داره

جدا پیامبرهای ما چی کشیدن از دست مردمشون!

پناه بر خدا از اینکه سربار اماممون باشیم . . .

آه... این سوال خوبیه. شاید اقلش این باشه که بتونیم تحلیلای خوب از ماجرا تو همین فضای وبلاگ بنویسیم. شاید بتونیم رو بحثایی که خواه‌ناخواه این روزا تو جمعای دوستانه و فامیلی و ... شکل می‌گیره، منصفانه‌ترین و کامل‌ترین حرف رو ما بزنیم.‌ شاید هم باعث شد تلنگر بخوریم برای مطالعهٔ مستمر تاریخ. تاریخ معاصر به‌خصوص.


احساس می‌کنم وقتی از سختی کار پیامبرای خدا حرف می‌زنیم، اون‌ها رو با خودمون قیاس می‌کنیم. احساسم اینه جنس سختی‌هایی که‌ اونا حس می‌کردن با اون چیزی که ما می‌گیم و تصور می‌کنیم فرق داره. سختی ما از اضطرابه انگار، یا از پیوندهای محکمی که به دنیا داریم. سختی اونا هم همین بوده؟ بعید می‌دونم.
رنج در عین آرامش و اطمینان کامل، چه شکلیه؟

ابن بخش رو ه نفهمیدم:

تقلیل ماجرا به بسته بودن فضای سیاسی یا تاثیرات اقتصادی‌، نظریه‌ای است که قادر به توضیح همهٔ اتفاقات نیست؛ ضمن این که سطح تنش‌ها، مدام از سطح تنش موردانتظار این نظریات ناقص، بیرون می‌زند و حال آدم را بدتر می‌کند.

 

که فکر کنم با پاسخی که به کامنتها دادید کمی بیشتر فهمیدم ولی بنظرم بازم بیشتر توضیح بدید که شما به چی فکر میکنید؟ تحلیل شما چیست؟

خیلی ساده و خلاصه‌ش این که صرفا یه بی‌تدبیری دولتی نبوده و باید تقریبا تو قد‌و‌قوارهٔ ۸۸ بهش نگاه کنیم.

ضرورت مطالعه که عمیقا حس میشه واقعا.

تحلیل و تبیین هم که هست توی جمع ها

فکر میکنم این درجه از هوشیاری هست توی مردم. منتها لازمه اش اینه که 88 رو هم درک کرده باشن و عمقش رو بدونن که الان هم بتونن در قد و قواره 88 رفتار کنن

 

چه خوب گفتی. قبول دارم.

من وقتی از رنج پیامبرها حرف میزنم بیشتر فکرم سمت فهم عمیق شون در برابر فهم سطحی و رفتار نسنجیده مردم میره. چیزی که اونا رو از حق و رستگاری دور میکنه.

چیزی که باعث جرات ظالم ها و ناحق ها میشه.

 

بعد فک کن یه امام باید بشینه گوشه خونه و تماشا کنه چطور مردم خودشون رو از پرتگاه میندازن پایین و حرف به گوششون نمیره.

 

یاد آیه ای افتادم که بر پیامبر نازل شد: انقدر خودت رو برای مردم به سختی ننداز. هدایتشون با منه.

بنظرم بزرگترین سختی پیامبرها دیدن آدم هایی بود که هر روز بیشتر از نور و حق دور میشن و از سعادت حقیقی فاصله میگیرن و غرق دنیا و جهل شون شدن.

حالا عجالتا مشکلات پیامبرا و اولیای خدا رو بذاریم واسه خودشون:)
مشکل منِ نوعی الان اینه که حس می‌کنم سرعت رشد جامعه (همون چیزی که می‌گیم ولی خدا به خاطرش خودش رو به زحمت میندازه) خیلی کمه :/ یعنی درخور این همه رنجی که به خاطرش کشیده می‌شه نیست انگار...

:)

هی خواهر

منم یه مدته دارم به همین فکر میکنم که پس ما کی بزرگ میشیم؟

رنج درستی کشیده میشه؟

من خیلی درباره این نگران میشم که این راه و این سختی که به خودم دارم میدم کار و سختی درستیه؟

یه آیه ترسناک هست که میگه: میپنداشتن کار درستی دارن انجام میدن اما همه اش خسران بود.

یه بارهم استادمون میگفتن خدا وعده هاش حقه. خودش گفته هرکی در راه من جهاد کنه به راه های خودم هدایتش میکنم.

و بعد بحث رفت سمت اینکه پس ممکنه تلاش های ما توی راه خدا نباشه و از هدایتش محروم بشیم؟

 

هرچند که دستگاه قضاوتی خدا برام جای سوال فراوون داره اما همیشه میگم خدایا با فضل خودت حساب کتابمون رو بررسی کن...

 

در نهایت اینکه ایشالا که تلاش هایی که میشه در راه درست و با روش درستی باشه و بزودی بتونیم رشد تصاعدی جامعه و فراهم شدن زمینه ظهور و بعدش هم ان شاالله ظهور آقا رو ببینیم:)

:)
خوبه البته آدم تو یه خوف و رجای سازنده باشه همیشه:)

ان‌شاءالله :)

من روزای اول که دخالت خارجیا رو راجع به قیمت بنزین می‌دیدم می‌گفتم به شما چه آخه. ولی الان بحث سر اینه که ارتباط علمی دانشجوهای ما با استادهای اونجا قطع شده. این خجالت‌آوره. انگار که اون مردی که دست‌ بزن داره نذاره زنش با خانوم همسایه حرف بزنه.

نه خجالت‌آور نیست. یه اتفاق موقته و تشخیص مسئولین مملکت ماست.(درست یا غلط). همین اتفاق و بلکه صد‌ مرتبه بدتر از این اگر بیفته تو آمریکا، بازم ذره‌ای از غرور شهروند آمریکایی نسبت به کشورش کم نمی‌شه. این غرور رو یاد بگیریم خوبه.

+ اینا همه نظر منه صرفا✋
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی