تلاجن

تو را من چشم در راهم...

فرمود که: «باور کنیم سکه به نام محمد است»

جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۸، ۱۰:۱۹ ق.ظ
نویسنده : مهتاب
ما خانم‌ها برای انجام واجبات و ترک محرمات می‌تونیم این طوری فکر کنیم که «برای پوستمون خوب نیست»:) صد‌درصد تضمینی جواب می‌ده :)



+ یعنی اگه سفیر آمریکا تو ایران رئیس‌جمهورمون بود احتمالا باتوجه به وضع مذهبی جامعه، خبر گرون شدن بنزین رو حداقل تو شب تولد پیامبر اعلام نمی‌کرد! من حقیقتا تا همین الان فکر می‌کردم این بندگان خدا می‌خوان مسائل حل بشه ولی نمی‌تونن و نمی‌فهمن؛ ولی دیگه حس می‌کنم رسما پروژه گرفتن نظام رو ساقط کنن!
چطوری انقدر مزخرفید؟!

+باتوجه به عنوان باید عرض کنم؛ فلذا بیخیال!
+عیدتون مبارک:)

فعلا من تو کف اونایی موندم که مدرسه فرهنگ رو به صبحانه رایگان دادن فرح پهلوی ربط دادن. با شناخت نزدیکی که از خانواده استاد و همسرش دارم، به پیر و به پیغمبر منظورش این بود که کلاً احساس نیاز کردیم و کلاً مدرسه ساختیم. تازه مدرسه بعد از تموم شدن درس پسرشون ساخته شد. بعضیا چجوری می‌تونن انقدر خوب ماستو بریزن تو قیمه؟

گرفتاری اساسی همینه که «آدم‌های خوب» با «نیت‌های خوب»، مرتکب اعمالی «خیرخواهانه، موردی و قانونی» می‌شن که در افق کلی، «تاثیرات همگانی و درازمدت وحشتناک» رو جامعه می‌ذاره. نادیده گرفتن اون «تاثیرات وحشتناک»، با استناد به «نیت خوب اون آدم‌های خوب» هم خودش تا حدودی ریختن قیمه‌ها تو ماست‌ها محسوب می‌شه. در مجموع، قیمه و ماست، زیاد هست تو دست و بال همه‌مون. ما ملت نذری گرفتن/دادن هستیم به هرحال:)

برعکسشم میشه گفت. یه وقتی آدمای بد با نیات بد کارایی کردن که در طولانی‌مدت اثر خوبی داشته. مثل راه‌آهن درست کردن رضاخان برای نیروهای جنگ‌جهانی. که حالا هی ستایشش می‌کنن. حالا این مدرسه فرهنگ چه اثر بدی داشتو نمی‌دونم. من خودم جزو اونایی بودم که چون تیزهوشان انسانی نداشت می‌خواستم برم فرهنگ. بعد متقاعدم کردن تو که ریاضیت خوبه بمون، انسانی رو کنار درسات بخون خودت. من نیز چنین کردم. حالا اینکه چرا یه ماهه روی این موضوع مانور میدن برام قابل هضم نیست.

آدم بد با نیت بد هیچ‌وقت کار خوب انجام نمی‌ده. اون کار هم در درازمدت اثرات وحشتناک داره. کما این که انتقادات زیادی به مسیر اون راه‌آهن وارده شده که البته من متخصصش نیستم حقیقتا. موضوع پیچیده‌ایه.

+ اما این انتقادات اصلا متوجه دانش‌آموزای مدرسه یا کسایی که به هر دلیلی تو شرایط مجبور شدن ازش استفاده کنن نیست. 

+ به این دلیل که این تفکر آکواریوم‌سازی، با اصول اصلی انقلاب و قانون اساسی نمی‌خونه؛ نه تنها نمی‌خونه، در تضاد مستقیمه.

ولی من با این آکواریوم‌سازی موافقم. با آرمان‌های امام هم در تضاد نیست. مگه حوزهٔ علمیه خودش آکواریوم نیست؟ مگه امام خمینی و امثال ایشون در همین آکواریوم‌ها پرورش پیدا نکردن؟ تخصیص دادن امکانات به گروهی خاص بد نیست. ما تو مدرسه‌مون چند نفر بودن که فوق‌العاده به نجوم علاقه داشتن. چند نفرم بودن که مخ برنامه‌نویسی بودن. چند نفرم بودن که باهوش بودن و دوست داشتن انسانی بخونن. ولی هیچ کدومشون جایی برای شکوفا شدن نداشتن. چون در اقلیت بودن و چون فضایی براشون اختصاص داده نشده بود. پس مجبور بودن مثل بقیه باشن. مثل بقیه بودن عادلانه است؟! عادلانه نیست. این اسمش عدالت نیست و مساواته. عدالت اینه هر کی به تناسب علاقه و استعدادش بهره ببره از امکانات. خاص بودن بد نیست. اینکه یه فضا درست کنن برای خواص بد نیست. همه که مثل هم نیستن. یه عده علاقه‌مندن به علم یه عده نیستن و زوری می‌خونن، الکی می‌خونن. ببین مثلا فرض کن میخوایم برای مدارس تلسکوپ خفن بخریم برای رصدهای نجومی. منطقی نیست هر مدرسه‌ای یه تلسکوپ داشته باشه و یکی دو نفر استفاده کنن گاهی. منطقی اینه تعدادی مدرسهٔ مخصوص برای علاقه‌مندان به نجوم ساخته بشه و امکاناتو اونجا بذارن و هر کی خواست بره اونجا و بهره ببره. این اگه اسمش آکواریومه، من باهاش مخالف نیستم.

داری کلا مسئله رو اشتباه می‌بینی. کسی نمی‌گه همه عین همن و باید عین هم باشن. بحث اینه همه حق دسترسی به آموزش رایگان و با کیفیت رو دارن. همه در هر جایی از مملکت و نیروها باید در درجهٔ اول صرف این موضوع بشه.
مشکل اساسی همینه که «هر کی خواست» نمی‌تونه بره اون‌جا.

سلام

من خیلی رائفی پور گوش نمیدم اما خیل وقت پیشا یه طرحی داده بود که به نظرم توی شرایط فعلی عالیه...

هر چند راههای بهتری هم متصور میشه اما این ایده هم از تمام طرح هایی که تا حالا اجرا کردن بهتره:

میگفت بنزین یارانه ای رو (ماهانه 60 لیتر) به ماشین ها ندن بلکه به هر ایرانی بدن... یعنی یه خانواده 4 نفره 4 سهمیه بنزین داشته باشه

بعد قیمت بنزین آزاد رو هر چقدر دلشون خواست ببرن بالا...

اصلا برسونن به لیتری 5 تومن... 

یا اصلا 10 تومن...

اینطور اون فقیری یا کم بضاعتی هم که ماشین نداره از بنزین یارانه ای سهمی داره و بنزینش رو توی بازار آزاد زیر قیمت آزاد دولتی به راحتی میفروشه...

اینطوری حداقل پول بیت المال  تو جیب آقازاده ها و دلالان بنزین نمیره...

 

نمیگم بهترین راهه اما تا حالا طرح هایی که اجرا شده به این خوبی نبوده...

اینکه نمی خوان طرح های اینچنینی اجرا بشه شک نکید مر... ببخشید، غرضی پشتشه...

 

عید بر شما مبارک

سلام
والا نمی‌دونم؛ چون اطلاعات اقتصادیم خیلی کم و محدوده. منم عجالتا همین رو تشخیص می‌دم که واقعا اراده‌ای نیست برای حل مسائل و بعضا حتی انگار اراده هست برای ناراضی کردن عمدی مردم!

همچنین. متشکرم :))

مشکل اینجاست که شرط بهره‌مندی داشتتن پوله و رایگان نیست. خب از نظر عقلی نمیشه هم رایگان باشه هم همه استفاده کنن. تقاضا بیشتر از عرضه است. منابع و امکانات محدوده. پس باید یه رقابت و مسابقه و هزینه‌ای باشه. فرض کن ما یک‌میلیون دانش‌آموز داریم و صدهزار تا معلم. همهٔ معلم‌ها باسواد و باکیفیت نیستن. نمی‌تونن همه‌شون باکیفیت باشن. پس چجوری می‌تونیم به‌طور مساوی به همهٔ دانش‌آموزا معلم خوب بدیم؟ مجبوریم معلمای خوبو یه جا جمع کنیم بگیم هر کی بیشتر به علم علاقه‌منده ازشون استفاده کنه. در سطح دانشگاه هم همینه. ما تو کل کشور فقط یه جا و تو یه دانشگاه دستگاه فلان برای تحقیقات مثلا علوم شناختی داریم. اینکه همهٔ مدارس و دانشگاه‌ها به‌طور مساوی اینا رو داشته باشن امکان‌پذیر نیست و تا اینجاشم حرفمو قبول داری. مشکل اینه همه به‌طور مساوی امکان بهره‌مندی ندارن. تو هم قبول داری که بهینه اینه که یه جاهایی این چیزای خوبو جمع کنن که هر کی خواست و تونست بره استفاده کنه. حالا اینکه من نمی‌تونم یه بحث دیگه است. ینی ذات تخصیص بد نیست، بد اینه که من نوعی بخوام و نتونم و محروم بمونم. این یه مشکل دیگه است که نمی‌دونم چجوری میشه حلش کرد. من خودمم زخمی همین محرومیتما. یادم نمی‌ره این سه سالی که تهران نبودم چه سختیایی کشیدم برای پیدا کردن کتابایی که می‌خوام. حالا شهرمم محروم نیست وضعم اینه. ببین اگه تو روستای مرزی دورافتاده بودم چه وضعیتی داشتم.

 

+ عید تو هم مبارک. 

احسنت! دقیقا نظراتمون هشتاد نود درصد یکیه. منم معتقدم همه‌جا نمی‌تونه به یه اندازه امکانات داشته باشه و مسلما توقع ندارم یه روستای دورافتاده قد پایتخت امکانات داشته باشه، منتها نکته این‌جاست که اون روستای دورافتاده باید «به اندازهٔ خودش» امکانات داشته باشه و الان نداره.

آقای دکتر حداد و همسرشون و همهٔ آدمای همفکر ایشون وقتی با موضوع «دبیرستان نامناسب علوم انسانی» روبه‌رو شدن، باید در مقام سیاست‌گذار، به این فکر می‌کردن که موضوع رو چطور باید در سطح کلان، حل یا حداقل تعدیل کرد و در مقام عامل اجرایی باید طرح‌هایی که اتاق‌های فکر و اندیشکده‌ها پیشنهاد می‌دادن رو به صورت آزمایشی اجرا می‌کردند تا به بهترین گزینه برسن.‌ ولی، به جای این همه کار مفصل و خسته‌کننده و دیربازده، یه راه ساده‌تر پیدا کردن: تاسیس غیرانتفاعی خاص علوم انسانی و حالا سال به سال هم می‌تونن با رتبه‌های تک‌رقمی و دو‌رقمیش، به عالم و آدم فخر بفروشن.

خدا رحمت کنه جناب پاسکال رو.‌ من قبلا هم یکی دو بار از قانون فشارش در مورد مایعات استفاده کرده بودم برای توضیح مسائل اجتماعی. این‌جا هم کاربردیه. تو، یه نیروی کوچیک به اسم «تاسیس مدرسهٔ غیرانتفاعی علوم انسانی» به یه سطح کوچیک از مجموعهٔ آموزش‌و‌پرورش کشور وارد می‌کنی، بعد اون وقت این فشار به همهٔ نقاط مایع بدون تغییر منتقل می‌شه و نتیجه‌ش می‌شه نیروی بزرگ‌تری تو سطح بزرگ‌تر. می‌شه این انحراف معیار وحشتناک کیفیت آموزش در نقاط مختلف مملکت. این که بعد چهل سال، کلی دانش‌آموز داریم تو کشور که امکان تحصیل ندارن (باورت می‌شه؟ یعنی عملا قراره بی‌سواد بمونن)، یه آزمون معیوب داریم به اسم کنکور که عمدتا نیاز به مدارس خاص و معلم‌های خاص برای نتیجه گرفتن داره و اونی که استعداد و علاقه داشته ولی به این امکانات دسترسی نداشته از دور رقابت حذف می‌شه. اونی هم که البته تو رقابت حضور داره الزاما شرایط مالی راحتی نداره ولی خب چاره‌ای نداره جز بازی تو همین زمین. بعدم آخر سال موقع اعلام نتایج، بچه‌های عمدتا ثروتمند مدارس خاص رو که آموزش‌های خاص داشتند به عنوان نوابغ جامعه می‌زنیم تو سر بقیه. درنتیجه، بی‌عدالتی سیستمی، باعث سرخوردگی جامعه می‌شه که خودش معضلات اجتماعی-فرهنگی-امنیتی ایجاد می‌کنه. سوای این که تو این چرخه، آدمای بااستعداد زیادی ممکنه حذف بشن که بعضا اگر آموزش می‌دیدن، شاید می‌تونستن در آینده تو جایگاه‌های مختلف، مسائل مملکت رو حل کنن.

پس، جناب حداد و همهٔ آدم‌هایی که به جای حل مسئله، در واقع اون رو دور می‌زنن، از این جهت قابل انتقادن‌ و خواهند بود؛ گرچه همون طور که گفتم، انتقادی متوجه دانش‌آموزا و خانواده‌هایی که محبورن تو این وضعیت مدارس بهتر رو انتخاب کنن نیست. چون واقعا کار زیاد و خاصی در این مورد از دستشون برنمیاد. (حالا عجالتا کاری به تاثیری که هر رای و هر شهروندی تو فضای کلی جامعه داره ندارم. اون یه بحث دیگه است.)

و این که....
بیخیال... عید تو هم مبارک :))

سلام علیکم

هم در موضوع بنزین و هم در موضوع مدرسه نکات خوبی فرمودید. سپاسگزارم.

عیدتان مبارک!

سلام علیکم
سلامت باشید
هم‌چنین. متشکرم :)

خیلی بده حس کنی دولت مملکت خودت، دشمنته. 

باید اعتراف کنم تا امروز مخالف استیضاح دولت بودم؛ ولی الان به نظرم بهتره یا خودش استعفا بده یا استیضاح بشه. بودنش به کلی بی‌معنیه.

یکی از دوستام تو کاناش نوشته بود:

در حالی که تهران در آلوده‌ترین روزهاشه و موتورسوارها به راحتی پلاک‌هاشون رو مخفی می‌کنن و میرن و کلی چیز دیگه، برامون اسمس حجاب اومد. وقتی میگم توانمندی، پول، منابع اجرای برنامه‌ها هست ولی بحث اینه که چه چیزی اولویت صاحبامونه، دقیقا همینه.

 

یاد این پستت افتادم.

والا به خدا اگه حجاب اولویت بود من باز دلم نمی‌سوخت. اگه حجاب واقعا اولویت بود خیلی کارها باید انجام‌ می‌شد که به نتیجه برسه این اولویته. منتها الان ما فقط با یه سری ادا مواجهیم. تو همه چی.

نمی دانم چطور می شود این مشکلات اقتصادی را حل کرد. حقیقتش الان همه برای مدتی درگیر بنزین خواهیم بود و بعد از چند روز مثلا با خبر گران شدن یک چیز دیگر این مسئله را فراموش می کنیم و میریم سراغ آن مورد جدید.

مثل همین دلار و طلا

بله. متاسفانه حدود مشارکت و اعتراض و انتقاد و شفافیت، نه برای مردم مشخصه نه مسئولین.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی