تلاجن

تو را من چشم در راهم...

شجاعت «کات کردن»

سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۹:۲۹ ق.ظ
نویسنده : مهتاب
ظاهرا برای نسل ما درک این موضوع که «تلاش برای شناخت بیش‌تر با نیت ازدواج» الزاما قرار نیست به ازدواج ختم شود، کار سختی است.
زیاد دیده‌ام که مدافعین روابط خارج از شرع دخترها و پسرها، این نوع روابط را بستری برای شناخت واقعی دو طرف از یکدیگر می‌دانند و در مقابل، جلسات آشنایی در ازدواج‌های سنتی را به همین دلیل ناکارآمد می‌دانند و بعضا مسخره می‌کنند.
الان که البته ازدواج‌های سنتی هم به شکل گذشته برگزار نمی‌شوند و شامل جلسات مفصل آشنایی و بیرون رفتن‌ها و رفت‌و‌آمد خانوادگی و مشاوره و بعضا سفرهای خانوادگی هستند؛ منتها نکته این‌جاست که به نظر من، خلاف ادعای گروه اول، اتفاقا جرئت اتمام رابطه در گروه دوم بیش‌تر است و اولی‌ها تمایل بیش‌تری برای فریب خودشان دارند.
پیشنهاد من بر اساس مشاهداتم از روابط دوستی چندسالهٔ بعضی از دوستان و آشنایان (که بعضا منجر به ازدواج هم شده‌اند) این است که با هر نوع طرز فکری که نسبت به روش آشنایی قبل از ازدواج داریم، جرئت اتمام مودبانه، انسانی و دوستانهٔ آن ارتباط را داشته باشیم.
تلاش برای نزدیک کردن اجباری آدم‌هایی که واقعا نزدیک نیستند، شروع یک راه سخت و پردردسر و نشانهٔ ناکافی بودن سطح بلوغ عاطفی من و شماست عزیزانم.

مفید بود :) ممنون

از شما که گذشته البته :دی

:))) واسه اطرافیان میخام

ان‌شاءالله که مفید باشه براشون:)


+اصلاح مدنظرتون رو به شکل دیگه‌ای اعمال کردم تو متن.

دیدم. اتفاقا این جوری که نوشتین نشون میده که منظورم رو درست گرفتید / ممنون

ممنون از تذکر شما :)

تذکر که نبود (چون متن مشکلی نداشت) فقط پیشنهاد بود :) (برای اینکه دامنه مخاطبش بیشتر بشه)

حالا همون:)

لزوماً قرار نیست به ازدواج ختم بشه، امّا حدّاقل به خواستگاری که باید ختم بشه.

منظور من بیش‌تر اینه وقتی تو اون رابطه می‌فهمن به درد هم نمی‌خورن، انقدر خودشون رو گول نزنن. البته با اصل این روابط مخالفم؛ منتها اگه قراره کسی تو مسیرش باشه، حداقل بهتره از اون مزیت «شناخت واقعی» که مدعیه ایجاد می‌شه، استفاده کنه و واقعا طرف رو بشناسه.

سلام

به این راحتی ها نیست، گاهی پیوندهای عمیق عاطفی و احساسی ایجاد میشه که فصل این وصل رو دشوار میکنه، بخصوص برای خانم ها این دیدگاه بوجود میاد که طرف مقابل سر قول و قرارش نمونده و ... و در مورد آقایون هم چنین دیدگاه متقابلی وجود داره که نکنه با قطع این رابطه نامردی کرده باشم و از این حرفا..

نتیجه حرفام اینه که نسخه پیچیدن راحته، اما عمل کردن سخته، خیلی سخت...

ولی حرفاتون کاملاً درست و به منطقی بود :)

سلام
قطعا همین طوره. اگر راحت بود که اصولا انقدر همه‌گیر نمی‌شد.
 ما هم واسه همین می‌نویسیم که جهت‌دهی و فضاسازی کنیم تا راحت‌تر شه :)

هدف اونها شناخت نیست، آشنائیه؛ شناخت با یک ساعت هم محقّق میشه، ولی برای آشنایی ۱۰ سال هم ناکافیه. چرا جوانهای امروز علی رغم اینکه مدّتی نسبتاً طولانی قبل از ازدواج باهم بودن، باز هم بعد از ازدواج به بن بست میرسن؟ چون تو اون مدّت فقط قصد آشنایی داشتن و نه شناخت. برای ارضای خواست نفس، نیازی به کفویّت و به درد هم خوردن نیست!

من اصل حرفتون رو تایید می‌کنم ولی اجازه بدید با اون جملهٔ «شناخت با یک ساعت هم محقق می‌شه» موافق نباشم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی