آقای فتورهچی یه اصطلاح معروف داره تو توییتهاش با عنوان «ضرورت خوانش فروید در کنار مارکس» جهت تحلیل اوضاع اجتماعی_فرهنگی مملکت.
و من تا وقتی تو محیط واقعی کار قرار نگرفته بودم فکر نمیکردم ماجرا انقدر عریان و انقدر چندشناک در جریان باشه...
پ.ن: منظورم از چندشناک، عمق فساد نیست؛ شدت بلاهتآمیز، بچهگانه و ابتدایی بودن عقدههاست...
واسم سوال شد که شباهت اوضاع مملکت به فروید و مارکس چیه ؟!