تلاجن

تو را من چشم در راهم...

عصر یخبندان؟

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ق.ظ
نویسنده : مهتاب

چند وقتی هست که یه گروه برای وبلاگ‌خونی زدم تو یکی از این پیام‌رسان‌ها و یه سری از دوستام رو که وبلاگ‌نویس نیستن ولی می‌دونم حوصله خوندن این جور مطالب رو دارن، عضو کردم توش.
و از موقعی که این گروه رو زدم، روزی نیست که حداقل یک نویسه خوب وبلاگی، توش به اشتراک نذارم. نویسه خوب هم که می‌گم منظورم این نیست راجع به مسائل خاص سیاسی-اجتماعی باشه حتما، ولی نوشته خوبی باشه و ارزش اشتراک‌گذاری داشته باشه و حتی با این قید که هر چیزی توش نذارم، بازم هر روز، حداقل یه لینک وبلاگ، گذاشته شده تو گروه.
حالا سوال اینه که چرا انقدر خیلیا اصرار دارن بگن حال وبلاگ‌نویسی خوب نیست و وبلاگ‌نویسا منقرض شدن و...؟

یکم جو نمی‌دیم به نظرتون؟
 
بعدنوشت: اگر قرار باشد نحوه مرگم را خودم انتخاب کنم، دوست دارم شبیه سقراط بمیرم. در همین راستا اگر برگردیم عقب و قرار باشد از اول اسم انتخاب کنم برای این‌جا، قطعا و حتما اسمش را می‌گذارم «شوکران».
جامعه آناری وبلاگ‌نویسا کم شده خب ! خیلی از بلاگرایی که من دلم نمیومد متن هاشون به انتها برسه الان دیگه اصن نیستن. بستن و رفتن :( 
جامعه آماری که می‌فرمایید، کمیت منظورتونه؟ کمیت که قطعا مهم نیست، ولی درباره کیفیت:
اون قید «خیلیا» رو از روی عادت گفتید یا واقعا تعدادشون زیاده؟
 این‌‌که در ازای اون‌ها، وبلاگ جدید خوب پیدا نکردید، تا چه حد تقصیر خودتون بوده؟
بعدم من وضعیت فعلی رو الزاما با گذشته‌ای که اینستا مثلا انقدر پررنگ و تو بورس نبود مقایسه نمی‌کنم. به نسبت خودش می‌سنجم و این که هنوز هم وبلاگای خوب و وبلاگ‌نویس‌های خوب انقدری هستن که هر روز بشه حداقل یکی دو تا نوشته به‌‌‌درد‌بخور خوند. ما چیز بیش‌تری می‌خوایم؟
اگه به ازای هر مطلب خوب، نیاز به ده دقیقه تا یک ساعت فکر کردن داشته باشیم، آیا همین کافی نیست و اصولا بیش‌تر از این می‌تونیم وقت بذاریم توی یه روز؟
وضعیتی که توی اون روزانه مثلا صدتا مطلب خوب وبلاگی تولید بشه، الزاما وضعیت خوشایندیه؟
وقت و حوصله داریم اصلا اون همه مطلب رو بخونیم، اگرم باشن؟ یا دسته‌بندی می‌کنیم اونایی که به کار خودمون میان رو می‌خونیم فقط؟
کار قشنگی کردی به نظرم
آره. هم به نیاز خودم واسه اشتراک‌گذاری مطالب خوب جواب می‌ده، هم بچه‌ها ظاهرا دوست دارن. شایدم تشویق شدن بعضیاشون به نوشتن.
ببین من تو این یازده سالی که وبلاگ داشتم با هفتصد هشتصد وبلاگ آشنا شدم و آرشیو همه‌شونو دارم تو اینوریدرم هنوز. الان می‌بینم نصفشون حذف و تعطیل کردن. بقیه هم جدیدن و اغلبشون نیروهای تازه‌نفس و کم‌سن و سال و بی‌تجربه هستن که تا با یه سختی اون بیرون مواجه میشن زورشون به وبلاگشون می‌رسه و تعطیل می‌کنن میرن
اصن تعداد برام مهم نیست. تهش می‌گم انقدر حرف خوب تولید می‌شه که بشه روی فضای وبلاگ واسه خوراک تفکر روزانه حساب باز کرد.
هفتصد تا که از اول نبودن. هر سال صد تا اضافه و صد تا کم شده. منظورم کمیت نیست. منظورم فقدان اوناییه که باکیفیت می‌نوشتن
اگه حرف داشته باشن، برمی‌گردن.
حرفای این‌جا رو جای دیگه‌ای نمی‌شه گفت.
تو این زمینه موفق باشید
تو زمینه مردن مثل سقراط؟ :دی
این جامعه ی آماری که گفتم شامل کمیت می‌شد.
خیلی رو از روی عادت نگفتم. وبلاگ های زیادی که من دنبالشون می‌کردم، تعطیل کردن ...افرادی که اصلا به واسطه ی حضورشون توی این فضا مشتاق ِ بودنِ توی ِ این فضا شدم. کسانی که هشت سال پیش پای منو به وبلاگ باز کردن الان دیگه نیستن. کسانی که از روی نوشته هاشون، مشی فکر کردن رو یاد گرفتم، دیگه نیستن ... کسانی که با نوشته هاشون چندین ساعت فکر میکردم نه ده دقیقه ...
البته این رو هم قبول دارم که خودم کمتر گشتم دنبال وبلاگ های خوب.
بله، منکر رفتن یه سری وبلاگ‌نویس‌های خوب نیستم مسلما.
فقط بحثم اینه که شرایط فعلی، شرایط بدی نیست.
واقعنم کمیتش مهم نیست. من صرفا درخواست کیفیت دارم. همین اشتراک گذاری شما وقتی چندتا خواننده ببینن از وبلاگ ها چیزی گیرشون میاد قطعا دنبال کننده جدی میشن.
که دقیقا این دنبال‌کننده جدی بودن، تک‌و‌توک هم اتفاق افتاده. آدم‌هایی که تا دیروز تصویرشون این بود که وبلاگ‌نویسا، یه گروه ماقبل‌تاریخن، الان پیگیر نوشته‌های وبلاگی‌ان و بعضا خودشون میان وبلاگ جدید به من معرفی می‌کنن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی