تلاجن

تو را من چشم در راهم...

بازنشر

يكشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۰۶ ب.ظ
نویسنده : مهتاب

من البته تو حوزه اقتصاد یا مدیریت مطالب خیلی کمی خوندم؛ ولی یکی از موجز و‌ در عین حال گویاترین‌هاش این مطلبه که تو ذهنم بود یه بار حتما بازنشرش کنم و فکر می‌کنم مطلب خوبیه در جواب این تحلیل‌های هر روزه‌ای که می‌خونیم و فساد مالی، اداری، رانت‌خواری‌ها و اختلاس‌ها رو یه جوری توضیح می‌دن انگار خیلی عجیب یا غیرعادیه! طوری که آدم فکر می‌کنه لابد ما کلی زحمت کشیدیم، ساختارهای شفاف تعریف کردیم و وقت گذاشتیم برای سالم‌سازی اقتصاد بعد اون وقت وضع اینه و این برامون جای تعجب داره! صادقانه بگم، من این روزا بیش‌تر سوالم اینه که به نسبت این فاجعه‌های مدیریتی و ساختاری ما تو حوزه‌های مختلف، پس چرا انقد خوبه همه‌ چی؟!

بخونید: حاکمیت به مثابه فاحشه‌خانه.

گفته بودم قبلا، که موافقم بات. و با لینکی که گذاشتی. اما نه با ادبیاتش.
منظورت از ادبیات، تمثیلیه که استفاده شده؟ به نظر من اتفاقا گویایی متن به همینه :دی
سلام
ممنون از بازنشر
سؤال آخرتون جالب بود :))
واقعیت اینه که هیچ بارقه‌ی امیدی از آینده نمیبینم. خدا عاقبتمون رو بخیر کنه
سلام!
عه! چرا من می‌بینم پس؟ :دی
ان‌شالله:)
شهرداری شومایی؟ اصلاً آن امید را نشان من بده
نشون دادن من فایده نداره اگه خودتون حسش نمی‌کنید.
گویایی اش رو ... خب مفصل تو ماشین اون روز تو مسیر بابل حرفشو زدیم‌ حال تکرار ندارم انصافا!
خیلی مبهم یادم میاد یه چیزایی:/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی