تلاجن

تو را من چشم در راهم...

دستی بر آتش

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۴ ق.ظ
نویسنده : مهتاب

یه بار هم اون اوایل، تو یکی از اردوهای مشهدی که ورودی‌ها رو برده بودیم، تو یکی از دست‌شویی‌های کثیف بین راهی، منی که مثلاً جزء مسئولین برگزاری اردو هم بودم، جلوی یه تعدادی از همین ورودی‌ها بلند گفتم:«یعنی واقعا جمهوری اسلامی که دستشویی‌های بین راهی خودشو نمی‌تونه مدیریت کنه من نمی‌دونم چه جوری ادعای مدیریت دنیا رو داره؟!»

یعنی می‌خوام بگم ما هم یه زمانی برانداز بودیم در حد خودمون:) حیف که الان دیگه اسلام دست و پای ما رو بسته:)

بعدم شما ببین چه طور قحطی نیرو بوده که آدم پرت و پلایی مثل من شده بود مسئول:)

بعد هی بگو خدا پشت این مملکت نیست:)

بخاطر همین استدلال ها و شاهد مثالاس که براندازی شکل نمیگیره :))
بیش‌تر به خاطر اینه که شیک‌تر از این حرفان که بتونن هزینه بدن:)
فی‌الواقع دلیلش هرچی باشه خیلی ربطی به عرضه ما نداره:)
خخخخ

یعنی خط آخر واقعا حرف منه ها....
خط آخر از جنبه مثبت یا منفیش؟:)
خط یکی مونده به آخر بیشتر منظورم بود
البته به شوخی
خدا بیشتر اینجور وقتا میخواد خودم آدم شم
به همون قاعده ی من احیی الناس کما احی الناس جمیعا:(
اگه درست نوشته باشم...

امیدوارم زودتر اصلاح شم
واقعا ضعف های خودمون رو که میسنجم ها،میبینم جز خدا کی کار رو پیش برده واقعا؟؟ :(
قشنگ آدم به عظمت خدا پی میبره...
البته اینم هست که خیلی آدم‌ها بودن و هستن تو جریان این انقلاب که گمنامن ولی بزرگ‌ترین کارها رو انجام دادن.
خیلی فداکاری‌ها و فداکارها هستن که فقط خود خدا ازشون خبر داره...
راست میگین
راست میگین....
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی