چند شب قبل این اتفاقات خواب رهبری رو دیده بودم. یه جایی بود که من داشتم کاری برای مردم انجام میدادم و یه خانم از مراجعهکنندهها هی هرچی من با ملایمت و مودبانه توضیح میدادم، داد و بیداد میکرد که دیگه من هم عصبانی شدم و صدام رو بردم بالا. بعد رو کردم به رهبری و بهشون گفتم میبینید چقدر اذیت میکنن؟ که ایشون خندیدن و چیزی به این مضمون گفتن که شما با این روحیهای که داری بهتره مستقیم با مردم در ارتباط نباشی.
مردم، خیلیوقتا اشتباه میکنن و خیلی چیزها تقصیر اونهاست که معمولا نه خودشون قبول میکنن و نه اگه کسی بگه ازش میپذیرن. منتها کسانی که ادعاشون گوش فلک رو کر میکنه (ازجمله متاسفانه علیرغم همهٔ تلاشهام خود من هم جزئشونم) باید مراقب باشن در مورد طولانیترین مدت حکومت دینی از زمان امیرالمومنین (علیه افضل صلوات المصلین) و اگر کمی سختگیرانهتر نگاه کنیم، از زمان حضرت سلیمان (علی نبینا و آله و علیهالسلام) تا الان دارن حرف میزنن. بقا و مشروعیت این حکومت، به خواست مردم بستگی داره و این خواست، با وجود همهٔ کاستیها و اشتباهات هنوز خواست جمعی تغییر حکومت نیست (که اگر بود تا الان محقق شده بود). هدف از بعثت انبیا و برقراری حکومت دینی در یک کلمه اقامهٔ قسطه، و اگر کسی حوصلهاش رو نداره، خسته شده یا ظرفیت حرف زدن با مردم و دلسوزی براشون رو نداره، یا ظرفیتش رو ببره بالا یا یه گوشه بشینه و به چیزی کاری نداشته باشه.
به یه عده باید این رو خیلی جدی یادآوری کرد که: شما با این روحیهای که داری، سعی کن مستقیم با مردم در ارتباط نباشی...